ياد شادروان استاد منوچهر نوربخش گرامي و روحش شاد باد
صفحه اصلی | جستجو | پیوندها | تماس با ما | تماس با مدیر سایت
.: متفرقه
نظرسنجی
طراحی این وبسایت را چطور ارزیابی می کنید؟
  
محتوای این وبسایت را چطور ارزیابی می کنید؟
  
آخرين مراجعات
www.google.com
www.google.com.kw
fa.wikipedia.org
www.bing.com
r-domain.net
www.google.com.
gonabadema.blogfa.com
www.google.nl
www.rismoon.com
www.yougetsignal.com
صفحه اصلی arrow تازه های نشر arrow سروده های بی مخاطب
سروده های بی مخاطب چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیر سایت   
۰۴ دي ۱۳۸۶
انتشارات پشنگ منتشر کرد:
سروده های بی مخاطب، اثر محمد طلوعی
شابک: 5-4-94339-964

این کتاب که محموعه سروده های محمد طلوعی ، شامل غزلیات، قطعات، ترجیع بند- مسمط، مثنویات، رباعی - دو بیتی، مفردات، شعر نو، چهار پاره و مراثی است که به همت انتشارات پشنگ منتشر شده است. در پیشگفتار این کتاب می خوانیم:
شعر نوعی سروش غیبی است.واسطه ی میان خاک و افلاک و ماده و معنی و انسان و خدا. نمی شود شعر نابی را شنید و شاهد به پرواز درآمدن روح نبود، گویی آواز پر جبرئیل است و یا همچون چشمه ای در برهوت زلال و گوارا است و در عین حال که بر انگیزاننده است، اما آرامش بخش نیز هست و التیام بخش دردهای روحی و همه اینها هست و هیچ کدام نیست و در یک کلام باید گفت شعر، شعر است و همین. همه شاعران از دیرباز در یک کلام متحد اند و آن اینکه شاعر به سراغ شعر نمی رود بلکه شعر به سراغ شاعر می آید و به تعبیری الهام می شود و وسعت و عظمت و وصف ناپذیری آن در همین جاست. اصلا زبان و کلام یک عنصر ارتباطی است و ربطی به مقوله هنر ندارد اما آدمی هنرمندانه ترین ابداع خویش را در آن به منصه ظهور می رساند و ادبیات را که هنر اول و مادر همه هنر ها است خلق می کند و حاشا که آدمی توانسته باشد به این مهم رسیده باشد مگر آن که خالقش در ازل نقشی اینگونه برایش قائل شده باشد و خواهان نزدیک تر شدن هر لحظه او به خودش باشد. پس شاعران گرانقدر اند و بلند مرتبه و شعرشان واسطه ای است میان زمین و آسمان به جهت وسعت بخشیدن به روح. پس دریابیم آنها را و پاسدار و ارج گزار آثارشان باشیم. آن هم روزگاری که انسان در تارهای عنکبوتی مادیات به سختی گرفتار آمده است و هر روز روح او به حقارت بیشتری دچار می شود. آنچه مرا بر آن داشت تا این اثر را به چاپ برسانم نه دوستی مان با آقای محمد طلوعی بود و نه همشهری بودنمان بلکه سادگی، صداقت و صفا و صمیمیت اشعارش بود. به گفته شاعر:
در کوی ما شکسته دلی می خرند وبس    بازار خودفروشی از سوی دیگر است

طلوعی همان شکسته دلی است که نه قصد خود نمایی دارد و نه به دنبال نام و آوازه است و نه قصد آن دارد تا از این نمد کلاهی بسازد بلکه همچون شعرش ساده و صمیمی و با صفاست. به همین جهت شعرش دلنشین است و جذاب که عارف و عامی آن را می پسندد و بر گوشنده اش درود می فرستد. کلام او در حقیقت واگویه های اوست در تنهایی خود خواسته اش که در این دنیای وانفسا کدامیک از ما به تنهایی خویش گرفتار نیستیم. به همین جهت با او و شعرش احساس قرابت می نماییم و با خواندنش در دردها و غم هایش شریک می شویم. امیدوارم خوانندگان این اثر همچون من از شعر او لذت ببرند و مشوق او در ادامه راهش باشند.

در مقدمه این کتاب، شرح حال محمد طلوعی به قلم خودش آمده است و در پایان یکی از غزلیات این کتاب به بازدیدکنندگان تقدیم می گردد:

بــا آبــروی ریــخـتــه  بـــازی نــمـی کــنــم   در شهـر خویـش، شایعـه سازی نمی کنم
دسـتـی اگـر که شد که بـگیـرم زروی مـهـر   هـمـچـون خـدای بــنـده نــوازی نمی کنم
در بحث منـطقی چو دلیلم بـه دست نیست   چون شیخ شهر سفسطه بازی نمی کنم
تصویـر من همیشه همانست که دیـده ایـد   چــون آیـــنـــه شــکــار مــجـازی نمی کنم
مـیـدان گـفـتـگـو و سخـن چـون که بـاز شد   در پـیــش خلق شـعــبــده بـازی نمی کنم
باید که کم نوشت همان مطلبی که هست   بـهـتـــر هــمــان کـه روده درازی نمی کنم
سبحه به دست دارم از آن ساعـتی که من    بـا جـعـد مــوی سلـسلـه بـازی نمی کنم

آخرین بروز رسانی ( ۰۵ دي ۱۳۸۶ )
منوي اصلي :.
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
معرفی پروین گنابادی
نمونه مقالات استاد
تازه های ادبی
پیوندها
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
آمار
بازدیدکنندگان: 79778
امروز22
دیروز52
هفته جاری182
خروجی سایت
حاضرین در سایت
13 میهمان حاضرند