ياد شادروان استاد منوچهر نوربخش گرامي و روحش شاد باد
صفحه اصلی | جستجو | پیوندها | تماس با ما | تماس با مدیر سایت
.: متفرقه
نظرسنجی
طراحی این وبسایت را چطور ارزیابی می کنید؟
  
محتوای این وبسایت را چطور ارزیابی می کنید؟
  
آخرين مراجعات
r-domain.net
www.google.com.
www.google.com
gonabadema.blogfa.com
www.google.nl
www.rismoon.com
www.yougetsignal.com
search.yahoo.com
fa.wikipedia.org
www.partymart.com
صفحه اصلی arrow تازه های انجمن arrow چرا ستاره پروین ندرخشید؟
چرا ستاره پروین ندرخشید؟ چاپ ارسال به دوست
نویسنده احمد یوسفی مقدم   
۲۲ بهمن ۱۳۸۷
چند ماهی قبل دانشگاه پیام نور گناباد پروژه ای فرهنگی را فعال کرد تا بزرگداشتی برای نویسنده و مترجم زبر دست محمد پروین گنابادی برگزار نماید. مدتی گذشت که خبر رسید همایش منتفی شده است. گویا دستوری از مسئولین محلی بود که این نباشد! نتیجه پیگیری ما آن شد که محمد پروین گنابادی از سران حزب توده بوده است و بزرگداشت همچین مردی شایسته نخواهد بود. اما براحتی نمی شد همچین همایشی را نادیده گرفت رایزنی هایی کردیم اما انگار نه انگار، خبری نشد! تنها قلم برایمان ماند تا حداقل غباری که بر ستاره پروین نشسته را بزداییم.
سخن درستی است محمد پروین گنابادی عضو حزب توده بوده است و نه عضو عادی بلکه جزو یازده نفر اعضاء کمیته مرکزی حزب!
 برای درک بهتر حزب توده باید نگاهی به تاریخ آن کرد. حزب توده سیزده روز بعد از استعفای رضا شاه در هفتم مهر 1320 شکل گرفت و تا بعد از انقلاب اسلامی موجود بود. این حزب روزهای پر فراز و نشیبی داشته است وگاهی در نظر مردم ایران محبوب و گاهی اوقات منفور می شده است. از روزهایی که برای استقلال ایران ،  مبارزه با انگلیس، محدودیت قدرت شاه و نجات کارگران مبارزه می گرد تا حمایت از مصدق و سپس  مخالفت با او، مبارزات چریکی و نظامی، تبلیغ مرام اشتراکی، مخالفت و گاه موافقت با جریانات مذهبی مخصوصا بعد از سال 42 همگی  باعث شده مطالعه درباره این حزب جایگاه ویژه ای در تاریخ معاصر ما پیدا کند.
حزب توده در سال های ابتدایی کار خود برنامه مارکسیستی نداشت یا حداقل رسما اعلام نمی کرد. " در اولین برنامه خود بر لزوم محو دیکتاتوری رضا شاه، حراست از قانون اساسی، حمایت از حقوق شهروندی و مبارزه با فاشیسم تاکید کرده است" ( ابراهامیان، ص 347 ). بسیاری از ایرانیان که از حضور انگلیس و شوروی در خاک ایران  ناراحت بودند و رویکردی ضد امپریالیسم داشتند به این گروه جوان و تحصیل کرده پیوستند بدون آنکه نگرانی از لامذهبی داشته باشند. حزب توده سال ها بعد نگاه کمونیستی خود را نشان داد.
در مرداد سال 1323 در کنگره حزب محمد پروین گنابادی به عنوان یکی از 11 نفر اصلی برگزیده می شود در حالی که نماینده مردم سبزوار در مجلس چهاردهم نیز می باشد.

پروین در مجلس چهاردهم شورای ملی

استاد محمد پروین گنابادی در مجلس چهاردهم شورای ملی

محمد پروین فعالیت خود را از مشهد آغاز کرده بود.
"گنابادی، پژوهشگر برجسته زبان فارسی رئیس یک مدرسه دولتی دخترانه در مشهد بود. او  در یک خانواده مذهبی گنابادی به دنیا آمد، در مشهد تحصیل کرد و در آنجا به فرقه دموکرات پیوست. در تشکیل یک اتحادیه آموزگاری همکاری کرد و در کلاس های سواد آموزی کارگران نیز درس داد. گنابادی به دلیل وابستگی های سیاسی خود در سال 1926 و 1929 زندانی شد" ( ابراهامیان ص364 )
در فروردین 1322 به خاطر آزادی های ایجاد شده توانست از دکتر علی اکبر سیاسی ، وزیر فرهنگ وقت، امتیاز روزنامه راستی به مدیریت و سرپرستی خود را بگیرد. این روزنامه مهمترین حامی اعتصاب های کارگری و حقوق پایمال آنها شد و جایگاه ویژه ای درخراسان پیدا کرد ( اسناد مطبوعات ایران1320- 1332)
وی در اسفند 22 از سوی مردم سبزوار راهی مجلس تاریخی چهاردهم شد و با 7 نفر دیگر نماینده فراکسیون توده مجلس را  تشکیل داد. مجلس چهاردهم به عنوان دموکرات ترین و آزادترین مجلس دوران پهلوی معروف است. فراکسیون های آزادی ، میهن، دموکرات، مستقل و منفردین به همراه نمایندگان حزب توده فراکسیون اتحاد ملی را تشکیل دادند و به مخالفت با سلطنت طلبان برخاستند و دولت سهیلی را مجبور به استعفا کردند. در مجلس چهاردهم مصدق نیز حضور داشت و سیاست موازنه منفی را رهبری می کرد.
 در سال 1325 رفتار نخست وزیر قوام تغییر کرد وبه مخالفت با حزب توده برخاست و بسیاری از دفاتر آنها  تعطیل شد. حزب نیز گاهی دست به شورش های خطرناک می زد. در یکی از این شورش های کارگران معدن با ژاندارم ها درگیر شدند و تعدادی کارگر کشته شدند. این حادثه برای پروین بسیار گران آمد. در آذر 1325 کمیته مرکزی دوباره تشکیل جلسه داد و محمد پروین بدون آنکه دلیل خاصی بیاورد از حزب کناره گیری کرد.  این آخرین فعالیت حزبی او بود و دیگر هیچگاه وارد عرصه سیاست نشد.
" پروین گنابادی انسان خوبی بود وما به او پیرمرد می گفتیم. زمانیکه نماینده مجلس چهاردهم بود با او آشنا شدم. عضو کمیته مرکزی حزب شد. در نشریات حزب در زمینه ادبی مقاله می نوشت. مقاله سیاسی و تئوریک نداشت. پس از آذر 1325 پروین هم از حزب کنار رفت. از وضع بعدی او اطلاع ندارم. می دانم که محقق و نویسنده برجسته ای بود و مقدمه ای ابن خلدون را ترجمه کرد " ( کیانوری ص 357)

استاد محمد پروین گنابادیآغاز دهه 20 و پایان دیکتاتوری رضا شاه برای هر آزادی خواه ایرانی فرصتی بود تا آنچه در توان دارد بگذارد تا استقلال کشورش حفظ گردد و محمد پروین گنابادی در این میان چیزی کم نگذاشت. اما همینکه دید کار سیاست نا خشنود شد به راحتی آن را به گوشه ای انداخت و سراغ تدریس و معلمی اش را گرفت.
اما حزب توده در 1328 مورد غضب محمدرضاشاه قرار گرفت و تعطیل شد ولی فعالیت مخفی اش را ادامه داد و در جریان ملی شدن صنعت نفت ابتدا از مصدق حمایت کرد اما در ادامه در مقابلش ایستاد. حزب کم کم با فعال شدن جریان های ملی و مذهبی مانند آیت الله کاشانی و مصدق گرایشات مخالف و مارکسیستی گرفت و از سوی شوروی نیز حمایت شد و از چشم توده مردم ایران افتاد.
این حزب ازنظر تشکیلاتی برترین حزب تاریخ کشور بوده است و بسیار ایرانیانی که در شهر ها و روستاها از جمله گناباد خود ما گردن به پیروی اش داده بودند. حزب توده عقبه فرهنگی بزرگی نیز داشت و بسیاری از روشنفکران مملکت چند صباحی در آن عضو بوده اند. مردان بزرگی که هر کدام وزنه ای از فرهنگ و ادب این سرزمین هستند.
" به جرات می توان گفت که کم پیدا می شوند شاعران و نویسندگان ازاد اندیش و مترقی حتی مردان سیاسی برجسته تجدد خواه که سن آنها بالای پنجاه باشد و  روزی یا مدتی عضو حزب توده یا سازمان جوانان توده نبوده باشد افرادی مانند: نوشین، بزرگ علوی، مهدی اخوان ثالث، احسان طبری، ایرج اسکندری، احمد شاملو، جلال آل احمد، فریدون توکلی، سیمین بهبهانی، محمد جعفری، امیرحسین آریان پور، نادر نادرپور، کریم کشاورز، ابراهیم گلستان، محمد جعفرمحجوب، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی، صادق وزیری، محمد قاضی، شاهرخ مسکوب، محمد اعتمادزاده، حمید عنایت، غلامحسین ساعدی، بیژن جزنی، پرویز داریوش، جهانگیر افکاری، رحیم نامور، علی نقی منزوی، هوشنگ کشاورز، هوشنگ پزشک نیا، پرویز شهریاری، هوشنگ گلشیری، صدرالدین الهی، احمد مدنی ، پروین گنابادی و..." ( کیانوری 1376 ص 558 )
آیا اکنون در کشور ما نامی از این افراد برده نمی شود و بزرگداشت نمی گیرند چون عضو حزب توده بوده اند؟!
در بهار امسال انجمن مفاخر و آثار ایران مراسم  بزرگداشتی برای پروین در تهران برگزار کرد. محفلی که پر بود از اساتید و ریش سفیدان زبان و ادبیات فارسی ، مردانی که هر کدام نام بلند آوازه در ادب و فرهنگ ایران دارند. از روزهای خود با پروین در تهیه لغت نامه دهخدا گفتند و  درباره هنر نویسندگی و ترجمه او سخنرانی کردند. آنجا خبری از حزب توده نبود و قرار هم نیست باشد.
آیا زیبا نخواهد بود که این مردان بزرگ به بهانه محمد پروین به شهر او سفری بکنند تا روحی در فرهنگ نیمه جان شهر کوچک ما بدمند؟ آیا  محروم کردن جوانان گناباد از شناخت همچنین فردی به خاطر فعالیتش در حزب توده که البته کم افتخار نبوده ناشکری و  کفر نعمت نیست؟
آیا خاموش کردن چراغ همایش محمد پروین گنابادی توهینی به خرد جمعی و اندیشه مردم گناباد نیست؟
اگر علامه بزرگوار بهلول افتخار ما در میان عالمان  معاصر است بی تردید مرحوم پروین هم بزرگ ترین شخصیت ما در میان روشنفکران معاصر است.
وقتی علامه بهلول در 1314 مشهد را لرزاند رضا شاه خفقان بر مشهد حاکم کرد و بسیاری از مدارس علمیه را نیز تعطیل کرد شش سال بعد همشهری دیگر او بود که با نشر روزنامه و کار تشکیلاتی مشهد را دوباره به دادخواهی تکان داد.
در همین جا از همه فرهنگیان و نخبگان و همچنین مسئولین  شهرستان تقاضا داریم تا برای برپایی مجدد این همایش برخیزند و نگذارند به این راحتی از خود بیگانه شویم تا نسل های بعدی به جهلمان نخندند!

منابع:
1- یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی،نشر نی ،1382
2- نورالدین کیانوری، گفتگو با تاریخ، نشر نگره، 1376
3- اسناد مطبوعات ایران ( 1320- 1332) جلد سوم سازمان ملی ایران 1376
4- خاطرات نورالدین کیانوری ، موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه، انتشارات اطلاعات 1371

منبع خبر: Gonabadnews.com

آخرین بروز رسانی ( ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ )
منوي اصلي :.
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
معرفی پروین گنابادی
نمونه مقالات استاد
تازه های ادبی
پیوندها
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
آمار
بازدیدکنندگان: 79410
امروز31
دیروز42
هفته جاری394
خروجی سایت
حاضرین در سایت
23 میهمان حاضرند