
استاد در سال 1282 هجری شمسی در کاخک گناباد از شهرهای استان خراسان زاده شد. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین فرزند ملا امیر، روحانی و اهل علم بود. استاد پس از طی ایام کودکی و خاطرات شیرین آن، تحصیلات مکتب خانه ای را در همان کاخک نزد پدر و دو مکتب دار دیگر فرا گرفت. انس و الفت وی به معیار اسلامی و زبان و ادب فارسی حاصل همین ایام بواسطه فراگیری قرآن، صد کلمه دیوان حافظ، نصاب و حساب و جامع المقدمات و ... بود.
از آن پس در مدرسه حبیبه فردوس (تون) و یک سال نیز در قاین برای تحصیل اقامت نمود، اما این مقدار عطش وی را فرو نمی نشاند. 15 ساله بود که به مشهد مقدس و جوار ملکوتی حضرت امام رضا (ع) راه یافت و در مدرسه فاضل خان سکنی گزید. شرح قطر، سیوطی و جامی را نزد مدرسان همان مدرسه و شرح نظام مغنی، مطول ومقامات حریری، معلقات سبع و عروض را در حلقه ی ادیب نیشابوری، در مدرسه ی نواب فرا گرفت و چون علاقه ی وافر به درس و بحث محضر استاد از خود نشان می داد، در زمره ی شاگردان خصوصی وی درآمد و به اشارت وی، تخلص «پروین» را برگزید.
فلسفه و حکمت قدیم را از حاج فاضل و آقا بزرگ حکیم آموخت. در همین ایام تحصیل بود که فرصتی دست داد تا با شاعر نامدار و شیرین سخن، ایرج میرزا آشنا شد. در 20 سالگی و در اوج بهره وری از محضر اساتید و دانشمندان، به دنبال ضعف و شکستگی پدر و تنگی معیشت و نیز به جهت تأمین بخشی از هزینه های زندگی، به کسوت معلمی درآمد و ب تعلیم نو آموزان پرداخت و تا سال 1342 که بازنشسته شد به مدت 40 سال متوالی در مقاطع و دارس مختلف چون دبستان احمدی، دبیرستان شاه رضا، مدرسه ی ارامنه، دبیرستان ابن یمین، دبیرستان دخترانه شاهرخ مشهد و دبیرستان البرز تهران تا دانشکده زبان های خارجی و دانشکده ادبیات تهران، مدرسه ی عالی آمار و پژوهشکده ی فرهنگ ایران ( دوره فوق لیسانس و ... ) تدریس می نمود. در واقع آخرین شغل استاد، ریاست دانشسرای عالی دختران مشهد بود و در همین اوان روزنامه ای هم منتشر کرد.
در سال 1322 از سوی مردم سبزوار به مجلس شورای ملی راه یافت و ساکن تهذان شد. پس از سپری شدن ایم وکالت، مدتی سرگرم مطالعه و تحقیق بود تا آنکه در سال 1328به پایمردی استاد مدرس رضوی، با علامه دهخدا آشنا شد و همین آشنایی بود که شخصیت حقیقی علمی، اخلاقی و تربیتی استاد را ساخت و عمده تألیفات و مقالات وی در خلال همین همکاری مداوم با علامه در لغت نامه صورت پذیرفت.
پس از آغاز به کار در لغت نامه علامه دهخدا برای آشنایی با نوع کار وی 8 حرف منتهی الارب را برای فیش کردن بدو سپرد. استاد پس از مدتی کار متوجه غلط های فاحش متنی و ترجمه ای در منتهی الارب شد. چون وقت تحویل فیش ها رسید نزد علامه دهخدا رفت. خود در این باره می گوید: «من تمام فیش هایی را که کار خارق العاده به نظر می رسید، نزد ایشان گذاشتم. استاد در شگفت شد که این همه کار (شاید بیش از 200-300 هزار فیش) را چگونه انجام داده ام؟ و باز به حکم داشتن سوء ظن، بی درنگ به بررسی آنها پراختم. زیرا می پنداشتند این همه کار با بی دقتی توأم بوده است!
پس از بازرسی به ایشا عرض کردم جناب استاد! این متن، غلط های بسیاری دارد. از این جمله سخت برآشفته شد و گفتند: غلط چاپی؟ گفتم: خیر قربان! غلط متن، غلط ترجمه. از این کلمات بیشتر برآشفتند و گفتند نمی شود آقا! این متن بهترین کتاب عربی به فارسی است و من به دوستان گفته ام چشم بسته و بی مراجعه، فیش های منتهی الارب را بنویسند.
من یکباره دسته ای بزرگ از فیش های غلط را با مقاله هر یک از متن های معتبر همچون: تاح العروس، قاموس، لسان العرب، اقرب الموارد خدمت ایشان گذاشتم.
مرحوم دهخدا پس از خواندن چند فیش غلط سخت در شگفت شدند... به من بی اندازه ابراز محبت و لطف کردند و گفتند: تو باید در اتاق خود من و نزد خودم کار کنی. می دانم روزگاری طلبه بوده ای و از روی زمین نشستن بدت نمی آید. (علامه دهخدا در محل کار بر روی زمین می نشست)
از همین جا بود که به علت ممتاز بودن شیوه ی کار ، وی مورد توجه مرحوم علامه دهخدا واقع شد. طی دو سال یک میلیون فیش از متنهای مهمی چون منتهی الارب و کلیات سعدی، همسه نظامی، تاریخ قم، فارس نامه ابن بلخی، تاریخ بخارا، محاسن اصفهان، مثنوی، شاهنامه،انیس الطالبین بخاری، لغات محلی شوشتر (نسخه خطی) استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت های خود بر این گنجینه افزود. علاوه بر تنظیم حرف (ذ) با همکاری علامه دهخدا و تدوین (ط) و چندین جلد از حرف (الف) ویرایش اخبار عده ای از تنظیم کنندگان را بر عهده داشت. در خلال همکاری در لغت نامه، کار بررسی کتاب های اداره کل نگارش وزارت آموزش و پرورش و تصحیح متون دانشگاهی رشته های علوم فنی و علوم و... را نیز به مدت 12 سال بر عهده داشت.
با مجلات وزین آن دوره چون راهنمای کتاب، یغما، دانش، خصوصاً ماهنامه آموزش و پرورش همکاری داشت.
بخشی از مقالات وی به عنوان گزینه ی مقاله ها به وسیله انتشارات فرانکلین چاپ شده و برخی دیگر آن در ضمیمه این مقاله فهرست شده است.
چندین سال نیز در موسسه فرانکلین با استاد مجتبی مینوی در امر فیش کردن متن های فارسی همکاری نمود و ار آن پس اداره کار به بنیاد فرهنگ سپرده شد. در این مدت بیش از 14 متن کهن فارسی با دستان توانای وی فیش شد.
همچنین در تصحیح ترجمه لارو س مناژه با دکتر هشترودی همکاری صمیمی و نزدیکی داشت. ترجمه مقدمه ابن خلدون در دو جلد به همت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، اقبال فراوان جامعه علمی ایران را به دنبال داشت.
تکمیل و تنظیم تاریخ بلعمی، تنظیم چند متن تاریخی و ادبی دیگر از خدمات ارزنده وی بود. اما سرانجام مرگ اشارتی ست به حیات دیگر.
چند سالی بود که در منزل مسکونی خود واقع در اختیاریه در بستر بیماری افتاده بود. وی هرگز از ادامه ی کار و تحقیق، لحظه ای فروگذار نبود. وقتی که ضعف و ناتوانی بر وجود استاد مستولی گشت، در روز چهارشنبه اول شهریور ماه سال 1357 هجری شمسی (1398 هجری قمری) پس از 75 سال زندگی مفید درگذشت.
در تمام طول زندگی چند ساله اش مردی بود وارسته و سختکوش که به مشکلات تربیتی نسل جوان کاملاً آگاه بود و دارای حس هوشمند، سخنی رسا و ذهنی کمیاب بود. به میراث کهن و فرهنگی ایران سخت دل بسته بود و چون خدمتگزاری صدیق زبان و ادب فارسی، چنان که اکنون او را خدمتگزار صدیق زبان و ادب پارسی می نامیم.
یادش گرامی و روحش شاد باد