![]() |
![]() |
|
| اشعار پست مدرن و فراپست مدرن ، مقالات ، زندگي نامه و دست نوشته هاي باران گنابادي؛ شاعر لحظه ها |
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 21:39 توسط علی امیری |
|
|
نه آسمان، نه دريا، آبي لحظه هايم نمي شوند آبي لحظه هايم، دستان شرور توست نه آسمان نه دريا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 21:43 توسط علی امیری |
|
|
ستاره، عكس يادگاري شد و اينك عكس هاي يادگاري شده را چشمان اَت افروخته است، آيا عزيزترين كلمات را در كيسه كنم؟ آيا عكس هاي يادگاري را پاره كنم؟ اينك نگاهِ نگرانِ آفتابگردان را مي خوانم و ستاره ي اين شب رؤيايي را كه از غم سرشار است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 21:39 توسط علی امیری |
|
|
چه كسي مي تواند تو را به تصوير بكشد زيبايِ دور، در قَرني كه براي رؤيا موشك مي خَرند و براي سپيده غروب در خيمه گاهِ درختانِ اَفراشته مي نشينم و به رؤياهاي باستاني اَم مي نگرم ودر عرياني و دلتنگي صخره ها و كوچه هاي جهان تو را سراغ مي گيرم: نازنين |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 21:38 توسط علی امیری |
|
|
جزيره ها، قصرها و برج ها به من لبخند مي زنند امروز آفتاب به قاب پنجره رخنه مي كند امروز به روشنايي روز ديدم ... كسي ميان قصه هاي شبانه اَش خاكستر لحظه هايم را برسراسر وطن مي گستراند نازنين بگو : آن نفراحتياطن تونبودي؟ تو شكل خشك نبودي و هيزم و چوب و زود نازنين نگفته بودي؟ آخر به روي سنگ ها و صخره ها كه تاكنون، هرگز، چيزي نروييده بود! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 مهر1387ساعت 0:14 توسط علی امیری |
|
|
مراجعه كننده گرامي جهت خريد هر يك از كتاب هاي منتشر شده باران گنابادي مي توانيد با شماره همراه ۰۹۱۵۱۳۵۸۱۹۵ اينجانب محمد جواد نصيري مدير سايت تماس بگيريد، تا در اسرع و قت اين كتاب ها برايتان ارسال شود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 مرداد1387ساعت 12:53 توسط علی امیری |
|
|
از گورستان که باز آمدم فرزند کسی نبودم
به سایت فرهنگی ادبی باران گنابادی خوش آمدید. برای کسب اطلاعات بیشتر به این آدرس ها مراجعه نمایید.
ضمنا کارگاه شعر علی امیری (باران گنابادی) به آدرس زیر آمادگی خود را جهت ارائه نظریات سازنده اعلان می دارد .كارگاه شعر علي اميري (باران گنابادي) جهت مشاهده متن کتاب «صدا از اتفاق مي آيد»، اينجاكليك كنيد. (متن بصورت PDF مي باشد.جهت مشاهده به نرم افزار Acrobat Reader نياز داريد.) از همین شاعر تاکنون منتشر شده است. مجموعه هایی از گزیذه شعر علی امیری : چه خواهم کرد در باران؟ - لحظه های بی برگشت - صدا از اتفاق می آید - بوی زعفران در نخلستان - کوی عشق و گزیده مقالات - زير چنار دالبتي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 22:45 توسط علی امیری |
|
|
نقد کتاب لحظه های بی برکشت توسط دوست ارجمند و شاعر معاصر استاد علامرضا شکوهی در دی ماه ۸۴ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 22:47 توسط علی امیری |
|
منزل سید مصطفی ارشادنیا (فریاد نشابوری) به همراه ابراهیم لگزیان - اسفندیار جهانشیری - علیرضا بدیع اردی بهشت ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 0:16 توسط علی امیری |
|
|
خاطره ي پنجره ها از نبضِ نسخِ من مي گويد وقتي كه كلاغانِ كوچه هاي پُرسر و صدا ميآيند و بر شاخه هاي روي خميده مي نشينند از برج رؤيا تو را سراغ مي گيرم، نازنين باد مي وزد لحظه هايم در باد پريشان مي شوند و نقش تو هنوز در سپيدي چشمانم مي درخشد نازنين تن اَم مي لرزد نازنين و اين صداي تو است كه مي آيد زخمه اي كه سال ها مي گذرد خفاشي بر آن دست كشيده است من اين جا آويخته از درخت شكسته آرزوهاي خويش اَم نفرين بر تو باد اي عشق نفرين بر تو باد اي عشق لامذهب آهاي .... نازنين كلاغان باز مي آيند و استخوان هاي باد كرده ا َم را حراج خواهند كرد در فراسوي هر ستاره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 21:36 توسط علی امیری |
|
|
زير چنار دالبتي نخوابيده ام
كه آسماني نقره اي داشته باشم و با قاشق هاي قهوه زندگي ام را پيمانه نكرده ام كه دختران دريا برايم آواز بخوانند چگونه با دست و پاي سنجاق به ديوار مي توانم بيني خدا را ببوسم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 21:34 توسط علی امیری |
|
|
از كنار رودخانه كُلُرادو برايم كارت پُستال بفرست كه ايران ديگر برايم زيبا نيست، اندكي برايم لوركا بخوان و مثلث برمودا باش باش كه خاطرات آت آبِ ليمو مي ريزد در گودي چشمان اَم، مي خواهم در يكي از شب هاي آرام سپتامبر عاشقانه اي به تو هديه دهم كه بوي آن فضا را عطراگين كرده است، چه روزها كه درعكس اَت لَميده بودم عكس اَت دود شد، اَره شد و من مانند نخ سيگاري بي نفس سوختم در عكس اَت لميده بودم كنايه از چهره ي فرشته اَت بود كه سند مالكيتي نخواست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آبان1386ساعت 22:12 توسط علی امیری |
|
|
لحظه هايي كه گلدان گيسوانِ تو زرد مي شوند گور پدر هر چه بايد و نبايدي باراني اَم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مرداد1386ساعت 12:11 توسط علی امیری |
|
|
چكاوك باش
در نسيم ظهر اسفند كه بوي شراب مي آيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مرداد1386ساعت 11:56 توسط علی امیری |
|
|
q به چشمان اََت كه مي نِگرم گلبرگ مي بينم نيلوفر مي بينم و پيچك كه درون اَم را به وَجد دَر آورده o ياد روزهايي مي اُفتم كه دستهايَت سايبان بود پيراهن بود و اِشتياق و درختِ خوشبويِ باغچه از آفتاب سرشار بود ياد روزهاي ِخوشِ زندگي اَم o روزهايي كه نفس اَت در بلوغِ گياه حريرِ آرامش بود و و روشنايي را در موجِ سنگينِ بوته ها مي گستَرد يادِ آنِ روزها o به چشمان اَت كه مي نِگرم به پلك هاي رهاي اَت سوگند مي خورم از فراز بوته هاي ديروز امروز و فردا بر بال باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 خرداد1386ساعت 0:16 توسط علی امیری |
|
|
نقطه وتو . . . . . . . كه در شقيقه اَم روييدي و اگر انگور دستان تو نبود تلخ بودم شاعر خوبي نبودم از سر انگشتان ام باروت نمي چكيد زمين نمي خوردم م م م انگشتان اَم را نمي خوردم انگشتانم ايستاده اند . . . پلنگ سرزمين اجدادي اَم را غصب كرد ((الله اكبر)) علف ها تويِ خود رفتند تویِ خود خودِ خود انشاءِ خود به خاطر تو تو تو تو و ما ، . . . مي خواهم باروت باشم تفنگ باشم و عاشق تو اَم اَم اَم . . . فرزندان ما تَن تَن در خيابان هاي تربيت شراب سرخ مي نوشند o مي نويسم تا پيكاسوي عاشق باشم بادبادك باشم آزاد باشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 22:48 توسط علی امیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سپیدار در باد می خواند
و بهار در گورستان علي اميري دلوئي هستم ، متخلص به باران گنابادي ، در شهرستان گناباد به دنيا آمدم. پدرم متعلق است به خاندان شمس الذّاكرين اميري دلويي «پدر محمد پروين گنابادي» از همكاران و بنيان گذاران لغتنامه دهخدا كه خدمات ارزنده اي را به فرهنگ و هنر اين مرز و بوم ارائه نمود. 15 سال است که به صورت حرفه ای شعر می نویسم كه حاصل تلاش اين روزها به چاپ كتابهاي شعر معاصر و امروز گناباد و مجموعه اشعار خودم به عنوان هاي «كوي عشق»، «بوي زعفران در نخلستان بم»، «لحظه هاي بي برگشت» «صدا از اتفاق مي آيد» ((چه خواهم کرد در باران؟)) و ((هنور در آن کشتزارها به شیون شناورم))انجاميد. به جشنواره های زیادی در سال های گذشته دعوت شده ام و شاعر برتر چندین جشنواره استانی بوده ام از افتخاراتم لوح رب قرن بتیاد حافظان فرهنگ و هنر ایران و دبیر اجرایی چندین جشنواره استانی و شهرستانی و همچنین خادم کتاب سال های گذشته بوده ام . اكنون مسئول انجمن فرهنگي ادبي شعر جوان، انديشه سپيد و عضو هيئت مؤسس آن مي باشم. مجموعه جدید اشعارم با نام ((فرزند ابرهای باردار)) در چند ماه آينده «مجله غير تخصصي باران كوير» در صدد چاپ است. شما می توانید با شماره 09357325503 علی امیری (باران گنابادی) جهت آشنایی بیشتر تماس حاصل فرمایید. |
| پیوندهای روزانه |
|
دل نوشته ها شعر و ادبیات ادبستان چکامه شعر افتتاح وبلاگ شعر امروز خراسان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
علی امیری جواد نصیری |
|
RSS
|